+ " ببخش " نامه
ببخش اگر دلتنگ توام ستاره های تنهایی من بی شمارند کهکشان های پرواز تو بیکران ببخش اگر دوست می دارمت دنیا بی تو و شعر عاشقی است که می میرد در کوچه ی بی دریچه تاریک. و نگاه تو پاسخ نازناک شبنمی است که می چکد بر برگ گل مروارید در پگاه پاک ترنم . ببخش اگربا توام و نیستم توروشنای چراغ کلامی آنگاه که مرا می خوانی و جهان بی رحم می گیرد تو را از من، تا شب و دلتنگی و گریه ی دیگر. ببخش اگر تو را در تو نیافتم که خواب و خاطره پر است به یاد خوب تو از سیب وباران و بنفشه ها . بی آنکه باشی در کنارنیازی جوشان که در رسیدن به تو ، شده رقیب من! ببخش اگرهنوز عاقل نشده ام! مستی جان شرابی ببخش اگردل بسته ام در تاریک روشن اتاق به پری وار پیکری خفته درآغوش آشتی و اشنایی . واعتماد به غفلت از توفانی که می برد همه چیز را دیر یا زود.... ببخش اگر دوستت می دارم دیوانه وار ببخش اگر حضور تو در شعرهایم بیشتر، ببخش اگر که می خواهمت ببخش اگر که می رانی ام ! ببخش اگر همه ی امید منی درشب دراز بی امیدی ببخش که می مانم ببخش که می روی ! ببخش اگر که نیستی! ترانه در غیاب تو کابوس سکوت های تکراری و شاعر پیر می شود پشت دیوارهای ابهام بی انکه سخنی گفته باشد . و داستان ادامه دارد... (نیما خسروی) پ.ن : هرچی میخواستم بنویسم تو این شعر هست ! حرفی نمانده ! فقط یه حرف ! که به تو خواهم گفت ... یه چیز با ربط : خدایا تو را شکر میکنم بخاطر این همه خوبی که در مقابل من قرار داده ای و کمک کن که قدردان باشم ... یه چیز بی ربط: ماه دیگه امتحانام شروع میشه :(( ... یه چیز واسه خودم : قدر بدان ! یه چیز برای تو : " د.م با صدای آهسته ... "


یکشنبه 20 آذر 1390

عنوان آخرین یادداشتها