چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

جمعه 11 آذر‌ماه سال 1390 ساعت 10:27 ب.ظ

" تو " نامه

نوشتن زیباترین کار دنیا است

وزیباتر از آن

چشم توست که آنرا میخواند

نوشتن یعنی نگاه کردن در چشم های

کسی که دوستش داریم

و من برای آنچه هنوز دوست دارم مینویسم

نه انچه از دست داده ام

برای ماندن در لحظه های ناب


نوشتن یعنی 

صبح بخیر های صبحانه

و شب بخیر ها شبانه

و دلتنگی های روزانه 


نوشتن یعنی

تو ...


حال من مدیونم 

مدیون تو 

چشمان تو

دستان تو

لبخند تو 

بودن تو

که یادم اورد نوشتن را


حال این وظیفه من است که بنویسم

باید بنویسم ...


بالاخره نتیجه داد ! مدیریت سیستم بهره وری در دانشگاه آزاد قزوین ...

یه دو ماهی میشه که قبول شدم . امتحان دادن و قبول شدنش داستانهایی داره که بعضی هاشو میام مینویسم !

اما بزرگترین تغییر را در من ایجاد کرد که یکیش اینه که بیام و دوباره بنویسم ...

و خواهم نوشت ...


پ.ن : سعی میکنم بنویسم !! سعی مکنم فکرم جمع بشه !
یه چیز بی ربط :  این ریلیشن شیپ ؟؟؟؟!!!
یه چیز با ربط : با تو هستم ! بی تو نیستم !
یه چیز برای من: ای کاش مثه تو دوستت داشتم ! با صدای آهسته!  
یه چیز برای تو : مرا آرامشی در آغوشت بود ٬ ممنون که مرا پذیرفتی !!!