X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

جمعه 1 شهریور‌ماه سال 1387 ساعت 06:49 ق.ظ

« من » نامه

هنوز هم از جای بوسه ات در زیر گلویم ٬ خون میچکد ...
هنوز هم استخوانهای سینه ام ٬ با قلبم یکیست ...
و گهگاه به من یادآوری میکند که قلبت اسیر من است !!

هنوز هم جایی را نمیبینم با زخمی که تیغ لبخند تو در چشمم کشید !
هنوز هم دستم میلرزد وقت نوازش عکس قاب نشده تو ...
هنوز هم گوشم سوت میزند وقتی به سکوت تو گوش میکنم ...
هنوز هم پاهایم بی حس است ...
چقدر تلخ و ناباورانه ...


پ.ن : این نوشته هیچ ارزش قانونی ندارد !

یه چیز با ربط : دلم جنگل میخواد !
یه چیز بی ربط : دلم جواب میخواد !
یه چیز واسه خودم : به قول معروف (!) از ده تا یکی خوبم !

پس نوشت : امروز پنج تا شدم !