چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

یکشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 11:15 ق.ظ

« معجزه » نامه

خدایا برای منم یه معجزه بفرست ٬ مثه همون که برای ابراهیم فرستادی ...
شاید معجزه من یه چرخش باشه یه پیچش ...
یا شاید هم یه نگاه ...

ترسو ٬ بزدل ٬ جراتش را هم نداری ...

خدایا ! چقدر خسته ام ...

پ.ن : نگو روانی ... نگو بیمار ... بگو عاشق ... بگو تنها ...( مرحوم شکیبایی در روانی )
یه چیز با ربط : دوستت دارم ...
یه چیز بی ربط : منهم دوستت دارم ...
یه چیز واسه خودم : دروغ گفتم ! من بیشتر دوستت دارم ...