چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

پنج‌شنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1387 ساعت 09:42 ق.ظ

« تناقض » نامه

میرم ... برمیگردم ...
نگاه میکنم ... چشمام را میبندم ...
دوست دارم ... متنفرم ...
میشنیم ... پا میشم ...
میخوام ... نمیخوام ...
هستم ... نیستم ...
...
جمع تمام تناقض ها شدم ... اما میدونم :
دلتنگم ...
دلتنگم ...

پ.ن : خدایا ... اونقدر درگیر « همه » شدی که یادت رفت قول داده بودی « من » را تنها نذاری !


همه چی امن و امانه ! برنج کیلو ۴۵۰۰تومن ! گوشت ۱۲۰۰۰تومن ! مرغ ۳۰۰۰تومن ! اینا را ول کن کمک سه میلیاردی شورای شهر تهران به لبنان را بچسب !

پ.ن : راستی وام ۱۸میلیونی بانک مسکنم هم اماده شده ! یه اپارتمان ۶ متری اگه جایی سراغ داشتین خبر بدین !

یه چیز با ربط : تولدت مبارک !!!! ...
یه چیز بی ربط : زنده ام بی نفس !
یه چیز واسه خودم :
( حذف شد ) ... گفته بودی روز تولد همیشه مهترین روز زندگی هر کسیه ولی واسه من ...تولدم را امسال دوست ندارم ...