چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

دوشنبه 20 اسفند‌ماه سال 1386 ساعت 09:53 ق.ظ

« بوسه » نامه

دیدمت ...
اما تو ...
دلتنگ تر از همیشه ...
خسته تر از همیشه ...

دلتنگ از ...
خسته از ...

نمیدانم ...
چرا ؟ کی ؟ چگونه ؟
و نخواهم دانست ...

اما میدانم « دوستت دارم »
با مهربانی ها و خودخواهی ها ...
با دیوانگی ها ...

خواهشی دارم ...
باش و بمان ...

پ.ن : دلم برات تنگ شده بود ... ممنون که بازم بودی ...


از امروزه که تقاضا واسه کار ثواب بالاتر بره ! به این میگن تبلیغات دینی برای انجام کار ثواب بیشتر ... خوب وقتی قرار باشه « ان الحسنات یذهبن السیئات » باشه و با کارهای نیک بشه این گناه کوچک را پاک کرد  پس چه بسا با یک حسنه بزرگ بتوان سیئات بیشتری را از بین ببرد !! منم بی جنبه ...
از فرداست که ویزای کشور مصر گرون بشه !!

پ.ن : شدیدا پذیرای سیئات کوچک شما هموطنان میباشیم ... ( خدایی بی جنبگی هم حدی داره !! ) ...