X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

چهارشنبه 23 آبان‌ماه سال 1386 ساعت 02:02 ب.ظ

« سیاست » نامه

آرام ...
دور قلبم ...
 خط کشیدم ...
و نوشتم ...
ورود ممنوع ...
اما ...
این بار ...
 « تو » مرا به حریم ممنوعه خویش فرا خواند ...
گفت نترس ٬ به من توکل کن ...
گفت از من بخواه به تو میدهم ...
من « تو » را خواستم ...
گفت شرط خواستن ٬ عاشق بودن است ...
عاشق شدم ...
گفت شرط عاشق شدن ٬ دیوانه شدن است ...
دیوانه شدم ...
گفت شرط دیوانه شدن ٬ فراق است ...
سکوت کردم ...
آرام ...
دور قلبش ...
خط کشید ...
و نوشت ...
ورود ممنوع ...

اما ...

پ.ن : سبقت ممنوع !!!!


اومدم از فلاحیان و محسن رضائی بنویسم دیدیم سیاسیه !
اومدم از نمایشگاه مطبوعات بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از صرفه جویی یک میلیارد لیتری بنزین بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از قیمت صد دلاری نفت بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از وزیر جدید نفت بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از روز ملی دختران بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از جشن شب چله امسال چلچراغ بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از ارزون شدن قیمت تریاک بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از ترافیک بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از تموم شدن یانگوم بنویسم دیدم سیاسیه !
اومدم از خطوط بی آر تی دوباره بنویسم دیدم سیاسیه !
...
اومدم از خودم بنویسم دیدم سیاسیه !!!!

پ.ن : به یک فکر راحت ٬ وقت آزاد ٬ دل خوش ٬ انگیزه کافی و ... برای شرکت در سیاهی لشکر کنکور ارشد نیازمندیم ...