X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

شنبه 17 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 10:16 ب.ظ

« رها » نامه

برای تو که نمی خوانی :

تو هیچ وقت به من تعلق نداشتی
تو هیچ وقت به هیچ کس تعلق نداشتی
تو با تمام وجودت کسانی را که با انها آشنا بودی دوست میداشتی
تو هیچ گاه در این عشق ، آزادی درخشانت را از دست ندادی ...
دوستت دارم رها و آزاد
دوستت دارم با صدای آهسته

پ.ن : در فقدان یا میتوان پوسید یا می توان به اوج رسید ! (کریستین بوبن )


خیلی دارم سعی میکنم که مثه قبل بنویسم ... ولی این مخ تعطیل !!!!نه دستم به نوشتن میره نه مغزم برای همراهی ... ولی باید بتونم ...

پ.ن : دوست ٬ لایق ٬ من ٬ تنهایی ٬نوازش ٬گل ٬ همراه ... برات ؛)

پس نوشت : هر وقت فکر میکردم نمی خونی ٬ خوندی ! هر وقت فکر میکردم نمی شنوی ٬ شنیدی ! هر وقت فکر میکردم نیستی ٬ بودی ! هر وقت فکر میکردم نمی ایی ٬ اومدی ! حتی اگر ساعت ۲ نیمه شب باشه !!