X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

دوشنبه 5 شهریور‌ماه سال 1386 ساعت 01:55 ب.ظ

« مست » نامه

مست میشم ...
تا منم بتونم ...
 لحظه ای فراموشت کنم ...
مست میشم ...
تا قدری ازت فاصله بگیرم ...
مست میشم ...
تا بتونم دردم را فراموش کنم ...
مست میشم ...
تا گذر زمان و ثانیه ها را نفهمم ...
مست میشم ...
تا بعدش راحت بخوایم ...
مست میشم ...
تا سرت را باز روی شونه هام بذاری ...
مست میشم ...
تا تو راستی بعدش به همه بگم ...
مست میشم ...
تا « تپلی قل قلی » (!!) به حرفام نخنده ...
مست میشم ...
که یادم بره دیگه برات مهم نیستم ...
مست میشم ...
تا تو بارون چشمام شاید باز به یادم بیافتی ...
مست میشم ...
تا منم بتونم ...
لحظه ای فراموشت کنم ...

پ.ن ۱ : ولی هرچی فکر میکنم میبینم ... لذت مستی یه لحظه است ولی لذت با تو بودن همیشگیه ( حتی خاطراتش ) ... ای کاش ...
پ.ن ۲ : از شهریور متنفرم ...
پ.ن ۳ : دوستت دارم رها و آزاد ... دوستت دارم با صدای آهسته ... دوستت دارم با همه سختی هاش ... دوستت دارم با همه دردهاش ... دوستت دارم نه به اندازه بقیه نه مثه بقیه ...
پ.ن ۴ : پایان !