چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

سه‌شنبه 23 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 01:59 ب.ظ

« دوستت دارم » نامه

 امیدوارم روزی بتوانم بهترین شعر زندگیم را برای تو بسرایم
و تقدیم تو کنم
گرچه که یقیین دارم که می دانی
نه تنها اشعارم
که تمام هستی ام
وجودم
تقدیم به توست
تو الهام بخش بهترین ابیات شعرهای منی
وقتی اولین سلام
نخستین دیدار
ملتهب ترین نگاه را به یاد می آورم
آن زمان که با نگاهی معصومانه
با لبخندی کودکانه
و با صداقتی شاعرانه
با آن دستان سردت
دستهایم را فشردی
و آن زمان را که شوق هر روز دیدنم
و هر روز دیدنت
آرامم می کرد ...
باور می کنی ؟
باور کن که لحظه لحظه اندیشیدن به تو
حتی با اینهمه فاصله و درد
خون زندگی ، عشق به زندگی ، عشق به بودن را در رگهایم به جوش می آورد!
باور کن که هنوز هم دوست دارم
کودکانه
بی پروا
صادقانه
عاشقانه
دیوانه وار
صدایت کنم
بگویم از ازل تا به ابد
عاشقانه و دیوانه وار
دوستت دارم
گرچه گفتن و شنیدنش را از من دریغ می کنی
می هراسی
می گریزی
اما من هنوز هم
دوست دارم که
صدایت بزنم و
بگویم
دوستت دارم !

پ.ن ۱ : دوستت داشتم ... دوستت دارم ... دوستت خواهم داشت ...

پس نوشت : همیشه هوای ابری نشونه بارون نیست ... بعضی وقتها فقط میخواد ادم را دلگیر کنه  ... میشه برای منم دعا کنی !؟!