X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

دوشنبه 15 مرداد‌ماه سال 1386 ساعت 11:33 ق.ظ

« تنهایی » نامه

برای دیدنت
چه بهانه ای بهتر
از  « دلتنگی »


بعضی وقتها ادم دلش میخواد تنها باشه ... تنها از همه چی و همه جا ... واسه خودم هم پیش اومده ... یادم قدیما تو بلاگم ازینکارا زیاد میکردم ... هرکی دوست داره تنهایی را یه جور بگذرونه ... یه سری افراد کلا تمام راههای ارتباطی را قطع میکنن ! موبایل ٬ اینترنت ٬ وبلاگ و ... و تو تنهایی خودشون سر میکنن و تو دنیای خودشون هیچ کس را راه نمیدن !
من تو تنهاییم ... دوست دارم فقط با تو باشم ... هیچی هم نگم ... فقط نگاهت کنم ... بغض کنم ... اگرم اشک یاری کرد ٬ یخورده هم گریه !!! همونطور که تو شادیها دلم میخواد با تو باشم ...

پ.ن : چهار تا چیز تو این دنیا وجود داره که تو تنهاییم دوست دارم ... یکی حرم امام رضا ... یکی نگاه کردن به اسمون تو نیمه شب ... یکی دیگه قدم زدن تو بارون ... یکی هم همراهی با تو ... تو که نیستی ! بارون هم که تو مردادماه از کجا میشه پیدا کرد ! نصفه شب ها هم که خوابم ! فکر کنم راحتترینش یه سفر به مشهده !!!!!