X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

پنج‌شنبه 10 خرداد‌ماه سال 1386 ساعت 10:15 ق.ظ

« همه چی » نامه

آیا « همه چی » را میدانی
« همه چی » از خودم !!

آیا ! « همه چی » را میدانم
« همه چی » را از خودت !!

این وسط « همه چی » از خودش
را به خدا خواهیم سپرد

به همه گفتم که وبلاگ من در واقع یه جور « روزنوشته »  ! یه چیزی که تو مایه های دفترچه خاطرات ٬ احساس ها لحظه ای ٬ ‌خاطراتی که سازنده لحظه های تاثیر گذار زندگی من بودند ! هیچ وقت هم نشده که از نوشتن مطلبی ناراحت شده باشم و بخوام ویرایشش کنم ( به غیر از یک مورد که شاکی امنیتی داشت ٬ که اون هم فقط تصاویرش را حذف کردم) ... حالا نمیدونم اگه یک نفر بره از اول وبلاگم شروع به خوندن کنه چه تصوری نسبت بهم پیدا میکنه ... چه برداشتی از نوشته هام میکنه . بارها بارها شده که افراد مختلفی نسبت به یک نوشته واکنش نشون دادند و یا اینکه نوشته های من براشون سئوال انگیز بوده ٬ در حالیکه اون نوشته یه حس ٬ یه درد ٬ یه حرف و ... بوده و اصلا با تصورات بقیه متفاوت بوده ... بارها و بارها هم شده که مخاطب نوشته ام کاملا مشخص بوده و بازهم همان تصورات اشتباه ... با جمع بندی همه این حرفها ... گذشته ای دارم که ازون پشیمون نیستم ٬ شاید ناراحت باشم که چرا از فرصتها بهتر استفاده نکردم ولی هیچگاه عنوان شدنش ترسی نداشتم ...

پ.ن : دو هفته دیگه ! ( دو هفته تا « پایان » نیست ! دو هفته تا « شروع » است )


تو سایت کلوب یه نظر سنجی گذاشتم واسه اینکه ببینم خصوصیات اخلاقیم از دید دوستام چطوریه ! با اینکه فقط حدود ۱۵ نفر از دوستام لطف کردن و جواب دادن ولی نتایج جالبی داشته ... بعنوان مثال دروغگویی جزو خصوصیات منفی نبوده و یا اینکه بی جنبه بودن بزرگترین مورد بد اخلاقیم است و اینکه نمره اخلاق من از دید اونها بالای ۱۶است و ... امیدوارم بتونم با کم کردن خصوصیات بدی که دارم نمره بیست را بگیرم ( یکی هم سنگ تموم گذاشته نمره ۱ بهم داده  ... دستش درد نکنه )
دوستانی که هنوز نظرشون را اعلام نکردند لطف کنن و نظرشون را اعلام کنن ... اینم لینکم ....

پ.ن۱ : میخواستم در مورد مذاکره ایران و امریکا یه چیزایی بنویسم دیدم اصلا مذاکره نبوده که ! جلسه تذکر وظایف اشغالگران در عراق بوده ! حالا وقتی درها را بستند در مورد چی صحبت کردند ... اصلا به ما چه ؟!
پ.ن۲ : ما هم در حال نقل انتقالیم ... شرکت محترم در حال انتقال به کیلومتر ۲۰جاده قدیم کرج است و در این وسط این مائیم که مسیر ۱۵ دقیقه ای منزل تا محل کار را باید اکنون یکساعت و ۳۰ دقیقه در راه باشم ... که در روز میشود ۳ ساعت در ماه میشود ۷۵ ساعت ، در سال میشود ۹۰۰ ساعت و به عبارتی در هر سال ، من یک ماه را در راه خواهم بود ... کسی پیشنهادی نداره !!!
پ.ن۳ : دوستی میگفت : همچنان که هستند هیچ ! به دانشگاه ها هم دستورالعمل زدند !!!