چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

یکشنبه 23 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 04:42 ب.ظ

« تولد » نامه

بیدار شو عزیزم
امروز بیست و سوم است
بیست و سوم اردیبهشت
امروز بهترین روز در طول تمام زندگی من است
۴سال پیش در چنین روزی
ساعت ۸شب ...
امروز روز تولد تو است
امروز روز تولد دوباره من است
مبارک باشد
خورشید من
امروز سال روز طلوع تو است
در آسمان تاریک این زندگی
فوت کن عزیزم
انشاالله که هزار ساله شوی
همچنان تابنده
آنقدر خوشحالم
که هنوز نمی دانم چه می گویم
چه می نویسم
آنقدر خوشم
که نخورده مستم
از شراب وجودت
هنوز که هنوزه مستم
عزیز دل من
امروز روزی است که دل من زاده شده
مرا احساس کن
بر وجودم فوت کن
و آتش بی تو بودن را خاموش کن
تا هزار ساله شوی
تا هزار ساله شویم
باهم
در کنار هم
تا من هزار بار تبریک بگویم
سالروز تولد دلم را
تولد عزیزترینم را
تولدت را
مبارک باشد
مبارک باشد...

پ.ن۱ : یادش بخیر اولین نوشته هام ... بهمراه دوست عزیز اصفهانی ام « روح اله »  ... البته زرنگتر از من بود و سال گذشته رفت خونه بخت ... انشاءاله که در کنار همسرش خوشبخت و سعادتمند باشند ...
پ.ن۲ : راستی تولدت مبارک ... یادت باشه ! فقط یک ماه دیگه فرصت داری !! ...
پ.ن۳ : بازم میگم : هنوز هم هستند !!! میگین نه ببینیند ؟!