X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

چهارشنبه 19 اردیبهشت‌ماه سال 1386 ساعت 10:54 ق.ظ

« دل » نامه

... آری ...
... باید تن را فروخت و روح را آزاد کرد ...
... آزاد از این وابستگی ...
... آزاد از این دلبستگی ...
... آری ...
... تن مزاحم است ...
... مزاحم وارستگی روح ...
... پس مینوشم ... « ابسولوت با طعم تمشک ! »
... تا در مستی خود بفروشم ...
... و آزاد گردم ...
... آری ...
... خاطره ٬ خاطره است ...
... و ...
...باید تن را فروخت و روح را آزاد کرد ...

پ.ن : یه مدتی بود یه چیزی این وسط سینه ام درد میکرد ... بعضی وقتها هم تاپ و توپ میکرد ... تا حالا همچین چیزی ندیده بودم ... رفتم دکتر ... دکنر بهم گفت : مبارکه ! چغندر « دل » دار میشود !!!


این رسانه ملی هم سنگ تموم گذاشته ...
- طرح « برخورد با بدحجابی » را بعنوان طرح « امنیت اجتماعی » به رای میذاره و از مردم میخواد که نظر بدهند ! بازم ۴۰درصد مخالف داره !! ۲۵ درصد بیشتر از اونچیزی که نیرو انتظامی آمار داده بود !!! برنامه های اخبار را هم که همه در جریانید !! ۱۰۰٪ مردم موافقند فقط یه سری جوون سوسول ٬ برق گرفته ٬ رپ ! که معلوم نیست که از کجا پیداشون کردند با طرح نیرو انتظامی مخالفند !!!! مرسی ازین فرهنگ سازی !!!
- « جابجایی نمایشگاه کتاب » را هم که هم در جریانید !! فقط کافیه یکساعت تو شبستان مصلی بگردید تا بد و بیراه های مردم را بشنوید ! آدرس غرفه ها هم اینطوری شده ! « مصلی تهران ٬ شبستان اصلی ٬ روبروی محراب » !!!! تازه مسئول نمایشگاه هم با افتخار از برنامه ریزیشون دفاع میکنه میگه : « غرفه ها به طرز منظم چیدمان شده است ! همه غرفه ها در یک محل هستند و در دسترسند !! غرفه ها چون به ترتیب نام هستند از یک ارزش برخورداند !!!! امکانات رفاهی کافی است ! و ... » . جالب اینکه تمام مصاحبه شونده ها هم ازین طرح استقبال میکردند !!!!!!!! تنها مزیتی که محل فعلی نمایشگاه داره در دسترس بودنشه که اونم تو ساعت شلوغی نمایشگاه ( ساعت ۶عصر به بعد ) عمرا بتونیم سوار مترو بشیم!!!

پ.ن ۱ :‌ رسانه ملی دوست داریم ...
پ.ن ۲ : میگوید « میگیرند و میبرند » میگویم « پس همچنان هستند » ...
پ.ن ۳ : بعضی وقتها بعضی تصمیمها ٬ بعضی کارها هزینه هایی داره ! شاید الان راحت بشیم ولی باید دید هزینه های بعدش چقدره !( اصول مدیریت ) ...
پ.ن ۴ : اگر بخواهی ٬ میتوانی !!!
پ.ن ۵ : راستی فتو بلاگ هم دارم ها !! به اون طفلک هم سر بزنین ...

پس نوشت : یه بنده خدایی تو خیابون خانمی را ماچ میکنه !! نیرو انتظامی بهش میگه : داری چیکار میکنی ؟!! طرف میگه : مگه چیه ؟‌! معلم کلاس اولمه !!!