X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

یکشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1386 ساعت 12:44 ب.ظ

« پَست » نامه

برای اخرین بار ، خواهم شمرد
خراشهای قلبم را !
برای اخرین بار ، خواهم دید
له شدن قلبم را !
پس « پَست » منم !!
برای اخرین بار ، خواهم شنید
صدای تپش قلبت را !
برای آخرین بار خواهم دید
دور شدن قلبت را !
پس « پَست » منم !!
و مرور میکنم خاطره ها یم را ...
اما اینبار ...
نمیخواهم خاطره باشم !
نمیخواهم خاطره سازم !
پس « پَست » منم !!

 

    تو مسیری میریم که راه را نمشناسیم ! در بین راه متوجه میشیم که راه اشتباه است ! سه  گزینه داریم : 1-  بر میگردم و مسیر را از جایی که مطمئنم درست است ادامه میدم . 2- به راهمون ادامه میدهیم ، تا ببینیم که راه به کجا ختم میشه 3- به بیراهه میزنی شاید به مسیر دیگری برسی ...

پ.ن : بعضی وقتها تو موقعیتی قرار میگیریم و کاری را انجام میدیم  ! بعدش فکر میکنیم که  کارمون « اشتباه » بوده  ، واسه جبرانش دست به کاری میزنیم که مطمئنا « غلط » است !


 بعضی وقتها اتفاقاتی رخ میده که اگه ادم با خودش روراست باشه به خباثت و رزالت (رضالت ، رظالت ) خودش پی میبره ! شاید این خصلت ریشه در عقده های روانی و هواهای نفسانی داشته باشه ... ولی هرچه هست مثه ویروس تو جامعه  داره رشد میکنه .
مغازه دارهای نجف عادتی که داشتند این بود که اصلا به صورت مشتری هاشون نگاه نمیکردند ! میخواد مشتریشون زنی با سن بالا باشه یا دختر جوان یا ... ( الحق هم که بعضی از دخترهای عرب واقعا زیبا هستند ! ) ولی کافیه یه خانوم چادری بچه بغل تو یکی از پاساژهای تهران مشغول خرید باشه !! ... و ... بقیه مثالها  ...


پ.ن1 : بد حجابها طی تحقیقات پلیس 4گروهند : 1- افراد فاقد هویت 2- بیماران روانی 3- منحرفین اخلاقی 4- گروههای هیجان مدار (بدون شرح - چلچراغ-25/1/86)
پ.ن2 : متن مصاحبه مطبوعاتی سردار رادان درباره مبارزه با بدحجابی – ایسنا
پ.ن3: میگیریم ، میبریم ، میکوبیم ، پس هستیم ! ( منظورم ابگوشته ! هرگونه برداشت سیاسی شدیدا و قویا رد میشود )