X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

شنبه 14 بهمن‌ماه سال 1385 ساعت 12:29 ب.ظ

« مشهد » نامه

من از بیگانگان هرگز ننالم
که با من هرچه کرد آن « آشنا » کرد
گر از سلطان طمع کردم خطا بود
ور از دلبر وفا جستم جفا کرد

خیلی سخته ادم کسی را معتمد خودش بدونه ولی حرفها و صحبتهایی ازش بشنوه که از زبان دشمنش هم نشنیده !!! اونم نه تو یه جمعی که باشم و رودرو بهم بزنه !!

پ.ن : ای کاش دروغ بود ...


مشهد هم با همه خاطره های خوب و بد (!) ٬ تلخ و شیرین (!) تموم شد ... خیلی وقت بود سفر چند روزه به مشهد نداشتم ... اینبار سه روز کامل اونجا بودیم ... روز عاشورا و دو روز بعدش ... تجربه های خوبی بدست اوردم :
۱) فاصله سنی بین همراهان نباید زیاد باشه ...
۲) برنامه ریزی دقیق تو کار ها باشه ... برنامه ریزی لحظه ای فایده نداره ...
۳) قبل از سفر کل مبلغ دریافت بشه ..
۴) احترام گذاشتن به نظرات جمع ( هرچند که باب میل شخصیمون نباشه !!! )
۵) کمتر غر زدن !!!
۶) سعه صدر داشتن و پر حوصله تر عمل کردن !!!
۷) مشخص کردن مسئول برای انجام کارهای اجرائی !!!
۸) حتی المقدور هیچ کاری به خانم ها سپرده نشود! (حتی آشپزی !!!!!)
۹) مشخص شدن یک نفر بعنوان مسئول صندوق و خرجها ...
۱۰) و ...

پ.ن۱ : راسته میگن تو سفر میشه ادمها را شناخت !!!
پ.ن۲ : منم ازون میمونها که حمید خریده میخوام ...
پ.ن۳ : دست همه دوستانم که باعث ایجاد این خاطره شدند ممنون ... حتی بداخلاقهامون...
پ.ن۴ : دیشب که خواب بودم تو خواب با خودم گفتم امشب را زود بیدار میشم که زودتر برم حرم ولی وقتی بیدار شدم ...
پ.ن۵ : با اینکه دو روز بیشتر نگذشته ولی باز دلم هواشو کرده !