X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

یکشنبه 19 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 12:05 ب.ظ

« انتخابات » نامه

آری ، آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیاندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
( فرخزاد )


کلی حرف داشتم بهش بزنم ...
اما وقتی دیدمش تمام تنم شروع کرده به لرزیدن ...
زبونم بند اومد ... 
بازم  با همون نگاه لحن همیشگی اش  ...
تصمیم گرفتم دیگه هیچی بهش نمی گم !!!
هیچی !!!
ایول !! ایول به چی ؟ ایول به خودم ! ایول به تو ! ایول به همه مردم !
بازم ایام انتخابات شد ! بازم مردم گوگوری شدن ! بازم مردم عزیز شدن ! بازم مردم همیشه در صحنه شدن ! بازم مردم مشت زن شدن ( منظورم تو دهن استکبار جهانی بود ) ... خلاصه تو این یه هفته مردم کلی جیگر میشن ...
و از شنبه دوباره...

شما این سه کلمه را تکرار کنید : « شورای شهر » ٬ « مجلس » ٬ « خبرگان » !!!
سه بار بنویسید !!! به چه نتیجه ای میرسین ؟؟!

پ.ن۱: بقول نادر سلیمانی فر تو باغ مظفر ٬ ما رای شما را نیاز داریم !!!
پ.ن۲: جدا از همه این مسائل اگه احیانا خدای نکرده خواستین برین واسه شورای شهر رای بدین ٬ به دوستای من تو ائتلاف « میثاق ایران اسلامی » رای بدین ...
پ.ن۳: واسه من تولدت ۱۹آذره ! میخوایی بالا بری پایین بیایی من همیشه ۱۹ام بهت تبریک میگم !!! عزیز تولدت مبارک !!