X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

دوشنبه 13 آذر‌ماه سال 1385 ساعت 09:26 ق.ظ

« اقا رضا » نامه

شکسته بالتر از من میان مرغان نیست

دلم خوش است که نامم کبوتر حرم است

...

هروقت این شعر را زمزمه میکنم یه احساس قشنگی بهم دست میده ، یاد کبوترهایی میافتم که دور گنبد « اسمال طلا » میچرخیدن !! یاد کاسه های طلایی رنگی میافتم که با اون تو صحن آب میخوردیم ... یاد گنبد خوشگلش میافتم ...
یاد ...

یاد سفر مشهدی که با بچه های کلوب رفتم افتادم ... یکی از بهترین سفرهای زیارتی بود که رفته بودم ... دوربینم را هم تازه خریده بودم ... عاشورا هم بود ... همسفرای خوبی هم همراهم بودن ...

ای کاش میشد این سفر با همون صمیمیت تکرار بشه ...
تولد « آقا رضا » را به همه شما عزیزان تبریک میگم ...


کسانی هستن که تو زندگی مون وارد میشن ... حتی اگه مدت حضورشان تو زندگیمون کم باشه ولی اثری که تو زندگی و فکرمون که میذارن ابدیه ... مطمئن باش یاد تو همیشه تو ذهنم بوده و هست ...
بازم میگم « دو تا دوست اگه بخوان میتونن تا ابد برای هم دوتا دوست بمونن » ! ...

تو هم  هر وقت نخواستی بهم بگو ...


بقول معروف : خر ما از کره گی ٬ کره خر بوده !!!  چند وقته همه کارهام بهم ریخته ! شبها تا دیر وقت سر کارم ! چند روز دیگه سال میلادی تموم میشه و حسابرسی و انبارگردانی و ... !!! کار این شرکت ش.ا هم تموم نشده و لرزه های اون همچنان ادامه دارد (همونی که تو دو پست قبل در موردش صحبت کردم ) !!
 اصلا فرصت اینکه به خودم فکر کنم ندارم ... دلم خوش بود با سفر دبی خستگیم در میره ولی وقتی برگشتم کلی کار عقب افتاده واسم ردیف کرده بودند ... سال مالی هم که داره تموم میشه و اوج کارهای ما شروع میشه ...
دوست دارم یه سفر دیگه برم ... به یه جای دور ... فارغ از همه فکرها و مسئولیت ها ...


پ.ن۱: بالاخره تونستم از طریق اینترنت واسه ارشد ثبت نام کنم ... نمیدونم با این همه مشغله کنکور شرکت کردنم چیه ؟!!!
پ.ن۲: اگه چند وقت دیگه دیدین من شهردار تهران شدم تعجب نکنید !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!