X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

شنبه 13 آبان‌ماه سال 1385 ساعت 06:31 ب.ظ

« آرزو » نامه

میتونی نگام نکنی اما نمیتونی جلوی چشمامو بگیری
میتونی بگی دوست ندارم اما نمیتونی بگی دوستم نداشته باش
میتونی از پیشم بری اما نمیتونی بگی دنبالم نیا

پس من:نگاهت میکنم دوست دارم و تا ابد دنبالت میام ...

( آفلاین )


بهونه نوشتن :

اونقدر زیر بارون موندم که خیس خیس شدم ... دو ساعت تموم زیر بارون ... اونم تو همون مکان همیشگی ... پارک طالقانی ...

« آرزو » داشتم یه بار هم که شده با هم زیر بارون قدم بزنیم ...
گرچه حدس میزنم تو از « بارون » هم متنفری ...


بدون شرح۱ : همه جا امن و امانه !! احمدی نژاد هم به سلامتی از قزوین برگشت !!‌ بزرگترین مشکل بازی پرسپولیس و استقلال بود که اونم بخیر و خوشی به نفع پرسپولیس تموم شد ! فقط میگن ایران یه پرونده ( از نوع هسته ای ) ایران رو میز شورای امنیت داره ! حالا این پرونده چی هست ٬ کسی چیزی اصلا نمیدونه ؟؟!!
بدون شرح۲ : خدایی با این موشکها که تلویزیون نشون داد ٬ که تو مانور دیروز شلیک میشد ... آمریکا یه ارتش آرنولد هم بفرسه به سه سوت سوسکشون میکنیم ...