X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

دوشنبه 1 آبان‌ماه سال 1385 ساعت 01:21 ب.ظ

« گریه » نامه

کسی مرا دعا کند
من از سکوت آمدم
و حرف های جاری از دهان عشق
برای من شکست یک حریم خانگی است
کسی مرا دعا کند
تمام آرام مرا
صدای خنده ای شکست
ومن ز ترس حادثه گریختم
من از ازل گریختم
من از ابد گریختم
  و بین آن دو را به نام زندگی فریفتم
و زندگی عبور بود
کسی مرا دعا کند
من از عبور خسته ام
و از ادامه سفر
میان یک بغل هراس
به سوگ خاطره نشسته ام
کسی مرا دعا کند
...

م . م


دلم هوس گریه کرده ...
وقتی پشت گوشی شنیدم داره گریه میکنه کلی بهش حسودیم شد ... هم به اون هم به کسی که باعث این اشک شده بود ...
یعنی کسی را داری که برات مهمه ...
کسی هست که براش مهمی ...
کسی هست که برات گریه میکنه ...
کسی هست که براش گریه میکنی ...
کسی هست که امیدت بوده ...
کسی هست که امیدش بودی ...
کسی هست که ...
کسی هست که ...
دلم هوس گریه کرده ...


خیلی وقته میخوام باهات حرف بزنم ولی میترسم ... جراتش را ندارم . شماره ات را میگیرم ولی سریع قطع میکنم ... 
شاید جرات نه شنیدن ندارم ولی « نه » را قبلا گفته بودی ...پس ترسم بخاطر چیه ؟؟؟
خیلی سخته ... خیلی سخته ....
نمیخوام همه چی را بسازم و مثه قبل بشه ولی میخوام بهت بگم در موردم اشتباه کردی ... همیشه همه چی را اونطور که ادم تصور میکنه نیست...
خیلی سخته ... خیلی سخته ...
میدونم « دل که رنجید از کسی خرسند کردن مشکل است     شیشه بشکسته را پیوند کردن مشکل است » ... ولی میخوام بگم خیلی سخته به گناه ناکرده متهم بشی ....
خیلی سخته ... خیلی سخته ...
نمیدونم یادته که ازم پرسیدی چرا علاقه ام را بهت ابراز نمیکردم جوابت گفتم : بخاطر اینکه نمیدونم از پسش برمیام یا نه ! نمیدونم آیا لیاقت این علاقه را دارم یانه !
بهت گفتم : میترسیدم اگه این علاقه ام به نتیجه ای نرسه دیدت نسبت به من عوض بشه ... میترسم واسه همیشه از دستت بدم ... میترسیدم که باعث بشه دیگه نبینمت ...

دیدی ازونی که میترسیدم سرم اومد ... الان فقط میتونم حرفهام را به چشمانت بگم ... چشمانی که دلم خوشه من در نگاهش هستم (بودم) ...