X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

شنبه 17 تیر‌ماه سال 1385 ساعت 05:05 ب.ظ

...

چه قدر سخته تو چشمای کسی که تمام عشقت رو ازت دزدید و به جاش یه زخم همیشگی رو به قلبت هدیه داد زل بزنی و به جای اینکه لبریز کینه و نفرت شی‌ حس کنی هنوزم دوسش داری!
چه قدر سخته تو خیالت ساعتها باهاش حرف بزنی , اما وقتی دیدیش هیچ چیزی جز سلام نتونی بگی!
چه قدر سخته وقتی میخوایی باهاش حرف بزنی ندونی عکس العملی که بهت نشون چیه !
چه قدر سخته وقتی پشتت بهشه , دونه های اشک گونه هاتو خیس کنه اما مجبور باشی بخندی تا نفهمه هنوزم دوسش داری !
چه قدر سخته یه صبح تا شب با هم باشی ولی حتی نتونی به صورتش نگاه کنی !
چه قدر سخته موقعی هم که ازش جدا میشی تو دلت به خدا بسپریش !