X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

شنبه 20 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 11:26 ب.ظ

« ... » نامه

وقتی تو لحظه هام ، عشق تو رو کم میارم ...... به دلم هزار و یک غم میارم
توی چشمات خودمو گم میکنم .... اسمون دلمو ، نم میکنم
پر بارون میشم از دیدن تو ... پر آرزو واسه چیدن تو
گرچه داشتنت برام خیالیه .... بی تو اما زندگیم چه خالیه


تنها چیزی که میتونست منو ازین حالا هوا خارج کنه ...دیدنت بود ....
مثه همیشه یه روزه ...
اونو ازت خواسته بودم ٬ بهم دادی ... حالا که ازم گرفتیش اومدم دوباره  بسپرم بخودت ...



وقتی بهم گفتن باورم نمیشد !! حسین و تارا !!
گفتم : برو بابا !! شوخی میکنی؟!!! ...
...
...
...
وقتی هم که بهم گفتن که حسین تو جاده شمال تصادف کرده و فوت کرده ...
بازم گفتم : برو بابا !!! شوخی میکنی ؟!!! ...
...
...
...
یه ماه بیشتر از اشناییشون نمیگذشت ولی بقو ل برادر زاده ام :
« خدایا ! اگه قرار نبود عمر حسین به دنیا باشه ! چرا مهرشو اینطوری رو دل تارا گذاشتی ! »

پ.ن۱ : تولد حاج اقا چغندر اردیبهشته !! تولد من خرداد !!!
پ.ن۲ : همین الان تیرنادو توباگو ۱۰ نفره ( یه همچین اسمی ) با سوئد ۱۱نفره صفر ٬ صفر شد .