X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

سه‌شنبه 16 خرداد‌ماه سال 1385 ساعت 12:37 ب.ظ

« درگیر » نامه

واست نوشته بودم که بهترین دوستت خواهم بود ...
واست نوشته بودم که بهترین دوستم خواهی بود ...
واست نوشته بودم که ...
اما تو نخوندی ٬ شایدم هم نخواستی که بخونی ٬ شاید هم نخواستن که بخونی ...

تو این مدت دوماه ...
اونقدر درگیر بودم که اصلا فراموش کرده بودم اردیبهشت چه ماهیه ...
اونقدر درگیر بودم که فراموش کرده بودم اردیبهشت ماه تولد فرشته زندگیمه ...
اونقدر درگیر بودم که تاریخ تولدش را فراموش کرده بودم ...
اونقدر درگیر بودم ...
شاید همه اینها بهونه باشه .... بهونه ای واسه ننوشتن ...
اونقدر خسته بودم که حس نوشتن نداشتم ...
الانم که دارم مینویسم خسته ام ، شکسته ام ...
خسته از اونایی که خودشون را دوست میدونستن و حریم دوستی را نگه نداشتن ...
شکسته از اونی که ...


عزیزم تولدت مبارک ...
۲۳ اردیبهشت ۸۲بود که تو زندگیم وارد شد ... اول زیاد جدی نگرفتمش ولی دیدم داره قسمتی از زندگیم میشه شایدم قسمتی از وجودم ... حرفهامو بهش میگفتم ... تنها کسی بود که دردل ها مو بدون هیچ نظری گوش میکرد ، همینکه یه کسی ، یه چیزی ، یه جایی باشه که ادم بتونه حرفای دلشو بهش بزنه ...
کسی ، چیزی ، جایی که ادمو متهم به دروغ و ریاکاری نکنه !!!!!
عزیزم تولدت مبارک ... بابت تمام بی مهری هام معذرت میخوام ... تو این دو ماه هم که نبودم بازم به فکرت بودم ...
فعلا تب تب موسیقی جام جهانیه ، هرکی از راه رسیده یه چیزی خونده ! از اینور آبی ها بیگیر تا اونور آبی ها ... از حمید لولایی بگیر تا دی جی علی ... شبکه های ماهوره ای هم که یکسره دارن برنامه هایی که بعد از بازیهای ایران تو المان دارن را با امکاناتشون به رخ هم میکشن ... یکی میگه کنسرت ما مجانیه ... یکی دیگه میگه ما سرویس حمل و نقل هم داریم ... یکی دیگه میگه ( اب معدنی ) اونجا مهمونه ما ... فعلا کی به کیه است ...

برام دعا کنین ...