چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

یکشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1384 ساعت 12:20 ق.ظ

« دیوانگی » نامه

این دیوانگیسـت :
- که ازهمه گلهای رُز تنها به خاطر اینکه خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم.
- که همه خواسته های خود را تنها به خاطر اینکه به یکی از آنها نرسیده ایم رها کنیم.
- که امید خود را به همه چیز از دست بدهیم به خاطر اینکه در زندگی با شکست مواجه شده ایم.
- که از تلاش و کوشش دست بکشیم به خاطر اینکه یکی ازکارهایمان بی نتیجه مانده است.
- که همه دستهایی را که برای دوستی به سوی ما دراز می شوند به خاطر اینکه یکی از دوستانمان رابطه دوستی را زیر پا گذاشته است ردکنیم.
- که هیچ عشقی را باور نکنیم به خاطر اینکه در یکی از آنها به ما خیانت شده است.
- که همه شانس ها را از دست بدهیم به خاطر اینکه در یکی از تلاشهایمان ناکام مانده ایم.

( خیلی خشن شد ... میدونم !! ولی دیگه قراره  « طلسم شرممو بشکنم » !!!! گرچه میدونم ازین عرضه ها ندارم  )