X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

پنج‌شنبه 1 دی‌ماه سال 1384 ساعت 02:18 ق.ظ

« یلدا » نامه

به سلامتی چرخ فلک داره می چرخه و می گرده .
پاییز داره تمام میشه نشنیدید میگن جوجه رو آخر پاییز میشمارند کارهایی که کردیم کارهایی که کردیم ولی نباید می کردیم کارهایی که نکردیم کارهایی که نکردیم ولی باید می کردیم ...
حرفهای نگفته...
نیش های نزده ... و ...
هزار کار نکرده . هزار راه نرفته .
حسرت های به دل مانده کینه های تار عنکبوت گرفته .
شب یلدا داره میاد و طولانی ترین شب ساله . هرچند شبهای دیگه هم بعضی وقتا طولنی ترین شب میشند شبهایی که می خوای صبح بشه ولی نمیشه!!
عزیزان یلداتون مبارک ...
یه شب یلدای پرخاطره ٬ با دوتا دوست و یه مهمون ویژه ٬ در واقع دوست ویژه ...
از اپرای رستم و سهراب داری بر میگردی خونه ٬ یه دفعه به سرت میزنه یه زنگ بهش بزنی ...
- الو کجایی ؟
* تو ولی عصر .
- با ماشینی ؟
* نه ؟
- پس تو تجریش همو میبینیم ...
به همین سادگی جور میشه مجری برنامه « نیم رخ » اکنون و یه دوست اینترنتی سابق را ببینیم ...
ساندویچ هایدا هم میگیریم و میزنیم میریم جمشیدیه !!
کلی بگو و بخند و تجدید خاطره و بحث هنری و ... نگاه میکنی ساعت شده ۱۲...
امیدوارم شما هم شب یلدای خوبی داشته باشید ...
دوستانی هم که فردا تو برنامه شب چله چلچراغ (دیدار با خاتمی) شرکت میکنن مواظب باشند نماینده چلچراغ تو در ورودی بهشون گیر نده !! خیلی ادم بی مزه و لوسیه !! ازما گفتن بود ...