X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

چهارشنبه 16 آذر‌ماه سال 1384 ساعت 02:10 ب.ظ

« موزارت » نامه

ای خداوندگار شکوه و جلال  بی همتا
که سزاواران را ، بی حد وحصر ، رهایی بخشی
مرا نیز فریاد رس ، ای سرچشمه مرحمت
به یاد آور مسیح مهربان
رنج هایی که به سبب نجات ما کشیدی
و مرا به خود وا مگذار در آن روز.
چه ، جستی مرا ؟! خسته و رنجور
و نجات دادی ، مصلوب و رنج کشان
زنهار که به باد دهم زحماتت را !
ای دادگر دادرس جزای ما
مرا ببخش و درگذر
پیش از آن روز حساب
ای دادگر قاضی مکافات ما


این قطعه را چند بار بخونین ! حدس میزنن گفته کیه؟ قسمتی از انجیله ؟
اشتباه کردین ! این اشعار قسمتی از  « رکوئیم » اخرین ساخته موسیقیدان بزرگ تاریخ  « موزارت » است که با پایان یافتن نوشتن این قطعه اهنگ زندگی اش هم پایان یافت ...
یه شب زیبا و بیادماندی در تالار وحدت ، فستیوال بزرگداشت موزارت ، به رهبری لوییس چکناواریان .
کنسرتو ویلن شماره 5 در لاماژور ، کنسرتو پیانو شماره 14 می بمل ماپور ، سه اجرا از اپراهای معروف موزارت ( آریای پاپا گنو از فلوت سحر آمیز ، آریای فیگارو از اپرای عروسی فیگارو ، آریای لپرلو از اپرای دون ژوان ) و اپرا بهمراه اجرای گروه کر « مس تاجگذاری در دوماژور » برنامه های از پیش معین شده بود که با سوپرایزی بیادماندی همراه شد . اجرای فوق العاده « رکوئیم » با رهبری خود  چکناواریان به مناسبت شب درگذشت موزارت حال هوای خاصی به برنامه داد .
با اینکه زیاد از موسیقی کلاسیک سر در نمیارم ولی دو برنامه آخر خیلی بهم مزه داد . بقول استاد چکناواریان ای کاش سیاستمداران هم بجای حرف زدن آواز میخوندند !!!!


 اصلا باورم نمیشد ، ولی وقتی با همون صدای جذاب همیشگی اش شروع به خوندن دکلمه کرد دیدم خود خودشه ! بدون ریش هم خوش تیپ بود . بعد از بازی در سریال « حضرت یوسف » حالا هم مجری برنامه نیمرخ شده ! « پویان » از اولین دوستان اینترنتی ام بود که تو چت روم های شب شعر با هم اشنا شدیم ٬ لحن و تن صداش موقع خوندن اشعار سهراب و فروغ زیبایی و گیرایی خاص خودش را داشت ، اولین دیدارمون هم تو یکی از اجراهای دانشجویی اش تو دانشکده فنی تهران جنوب بود . و تو این مدت3 سال هم دورادور ازش خبر میگرفتم تا اینکه دیروز تو برنامه نیمرخ دیدمش !
 یه لحظه به پشتکارش حسودیم شد و با خودم گفتم این نتیجه همین جمله است که « اگه بخواییم میتونیم »...
پویان عزیز برات ارزوی موفقیت های بیشتری را دارم ...


دیروز : هواپیمای 50میلیون دلاری را میفروشیم بجاش 50 تا سی130 میخریم !!!
امروز : هوپیما پرواز کرد ... هواپیما نقص فنی پیدا کرد ... هواپیما درخواست فرود اضطراری کرد ... هواپیما به ساختمان برخورد کرد ... هواپیما پودر شد ...
فردا :  جعبه سیاه پیدا شد ... کی بود؟ کی بود؟ ... من نبودم ... مقصر کیه ؟ ...خلبان ؟ خدا بیامرزتش! ... مهندس پرواز؟ خدایش رحمت کند! ... شایدم تقصیر خبرنگارانی است که میخواستند با هواپیمای جنگی برن بندرعباس ؟؟؟
و فردا ها ...
17 اذر هم تولد اولین دوست اینترنتی و وبلاگی منه ... وبلاگ گل کلم اش که از دیار استکبار جهانی اپ دیت میشد همیشه همراه چغندر بود !
شیمای عزیز تولدت مبارک ...