X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

پنج‌شنبه 19 آبان‌ماه سال 1384 ساعت 12:56 ق.ظ

« رجعت » نامه

چهار سال پیش ازت خواهشی کردم جوابمو ندادی ...
گفتم واسه همیشه ترکت میکنم بازم جوابمو ندادی ...
گفتم خودت خوب میدونی که من همیشه عاشقت بودم ...
گفتم خودت خوب میدونی با تموم ادعایی که دارم دیوونتم ...
حس کردم تو هم جواب رد بهم دادی ...
از دستت بدجوری دلگیر شدم ...
و من عهد کردم که برای همیشه ترکت کنم !!!!
اما دلم طاقت نیاورد ...
همه جا میدیدمت ...
تو تنهایی هام ...
تو دلتنگی هام ...
مگه میشد فراموشت کنم ؟!
دوسال پیش اومدم منت کشی ! قبولم کردی ولی میدونم منو نبخشیدی !!!!
تازگی ها بدجوری دلم دوباره هواتو کرده بود ...
دارم بوی تو را حس میکنم ... چی میشد « من » کبوتر حرمت میشدم  ...
باورم نمیشد ...
وقتی اینبار تو گفتی که میخوایی منو ببینی ... اصلا باورم نمیشد !!
گرچه این دیدار یک روز بیشتر نیست ... تو بگو یک ساعت !!! بگو یک دقیقه !!!
خودت میدونی که یه دقیقه در کنار تو بودن چقدر برام اهمیت داره ...
شاید خلصت ما ایرانی هاست که قدر اونچیزی که داریم نمیدونیم ...
...
خوشحالم که دارم میام پیشت ... خوشحالم که منو قبول کردی ...
خوشحالم که منو طلبیدی ...


حتما خبر دارین که روزنامه نگار مشهور « کیانوش استقرار زاده » در روستای « برره » تبعید شده !!!! اگر خبر ندارین این « لینک » خبری را حتما بخوانید !!!