چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

جمعه 25 شهریور‌ماه سال 1384 ساعت 02:11 ق.ظ

« سازمان ملل » نامه !!

ای کاش بود و احساس مرا میدید
ای کاش بود و جای خالی اش را میدید
هنوز وقتی برق نگاه شیطنت امیزش را به یاد می اورم تنم میلرزد
خنده هاش ...
میترسم بهش بگم ...
میترسم ...


تا حالا فکر میکردم « سخنان گهربار » فقط مختص منه ولی دیشب دیدم که رئیس جمهورمون هم یه جورایی ... آره !!!! اینهمه راه پاشده رفته میزبان که تحویلش نگرفته و موقع سخنرانیش اونجا نبودند هیچ ! اونم عقده اش را خالی میکنه و هرچی دلش بخواد بهشون میگه ...
خدایی وقتی صحبتهای اونو گوش میکردم بدجوری دلم هوای « خاتمی » را کرد !
تازه اپوزسیونی ها هم که دیگه ترکونده بودند ٬ یه مشت امریکایی و سیاه پوست  جلو سازمان ملل با عکسهای مسعود رجوی مخالفت خود را با حضور هیات ایرانی اعلام کردند !!!!!!
... خداوند تمام خدامتگزاران را اجر دهد !!!!!!!!

اگه پیداش کردین!

زور نزنین ٬ نفر ششم ردیف سوم از سمت راست !!!!!!!


چند روز بخاطر یه عزیزی مجبور شدم یه خالی کوچولو ببندم ! کلی دعا و سلام و صلوات نذر کردم لو نره خوشبختانه بخیر گذشت ... خالی بستن بعضی وقتها هم مزه میده ها !!!!!