چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

یکشنبه 6 شهریور‌ماه سال 1384 ساعت 12:05 ق.ظ

« شانس » نامه

بالاخره اومد ...
بالاخره دیدمش ...
بعد این همه مدت با اونچیزی که تصور میکردم هیچ تفاوتی نداشت ...
عینک هم بهش میومد ... شبیه بچه مثبت ها شده بود ...
امیدوارم اخرین سفرش بوده باشه !!!!!!!!!!!!



نتیجه های دانشگاه ازاد هم اعلام شد ...
اخرین رتبه قبولی :۲۰
رتبه داوطلب : ۴۵
نمره اخرین فرد قبول : ۶۳۱۵
نمره داوطلب :۶۲۱۳
....
تعداد کل شرکت کننده ها هم حدود ۸۰۰نفر بود ...
اگه شانس داشتم که ...
به سرم زده واسه قبولی سال دیگه ام اون کاری که دوست ندارم را انجام بدم ... تو خدمت که خیلی کمکم کرد ! خدا را چه دیدی شاید تو کنکور هم کمکم کنه !!!!!!!!!



میخوام یه تصمیمی بگیرم ولی خیلی میترسم ... ای کاش مثه قدیمها میشد به حرفهام گوش کنه ... ای کاش میشد مثه قدیمها کمکم کنه ... ولی خیلی وقته دیگه سراغی ازم نمیگیره نکنه از خاطرش فراموش شدم ...
شاید ...
شاید ...
ولی نه ! مطمئنم که من فراموشش نکردم و نخواهم کرد ...