چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

شنبه 1 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 01:11 ق.ظ

« ساقدوش » نامه

۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱=۱۹
چرا وقتمان را صرف تلف کردن وقتمان میکنیم !!!!!!!!


وقتی تریپ هنری رو پله های سالن اصلی تاتر شهر نشسته باشی و مات و مبهوت فیلم(!!!!!) شده باشی و یه سری هنرمند معروف هم سعی کن یه چیزایی راجع به قتلهای زنجیره ای و مشکلات روشنفکران جامعه بیان کنند  ـ حالا هرچقدر هم بازیگرانش توانا و کارگردانش بیضایی باشه ـ بازم مبهوت فیلم (!!!)‌هستی !
انشاءاله بزودی اقای احمدی نژاد ریشه اینچنین تاترهای روشنفکر مابانه(!!!) را خواهد خشکاند و همچنین زودتر از اونهم تاترشهر و سینماها را تفکیک کنند که اینقدر مردم فیلم(!!) نبینند !!!
در کل تاتر زیبایی است ۱۲۰دقیقه تمام بدون تنفس ... تشویق پایانی مردم نشانگر همه چی بود !!!!!
شاید دوباره برم...


تو عمرمون ساقدوش نشده بودیم که شدیم ...
اول گروه فیلمبردار را ببر خونه داماد ٬ مثلا لباسهایش را تنش کنیم ... (چقدر به داماد خندیدم!)
دوم بهمراه گروه فیلمبردار بریم گل فروشی ٬ ماشین عروس و دسته گل را تحویل بگیریم ... (چقدر ماشین عروس خوشگل بود!)
سوم مراجعت به ارایشگاه برای دریافت عروس خانوم بهمراه گروه فیلمبرداری ( فیلمبرداری هنگام حرکت منم بد نیست ها!)
چهارم دریافت عروس خانوم ... سانسور شد !!! (این اقا خوشتیپه کیه ؟ تو همه صحنه های فیلمبرداری هست !؟!!)
پنجم مراجعه به آتلیه ... اصلا چه معنی داره من برم تو آتلیه... ( چقدر کاشته شدیم !!!!!)
ششم مراجعه به باغ برای عکسبرداری و فیلمبرداری ... (چقدر به این عروسهای ... خندیدم !!! سانسور شد !!!) در ضمن بازم چه معنی داره من برم تو باغ ...
هفتم دیگه دیر شده ٬حرکت بسوی سالن ... یکساعت از برنامه عقبیم ... ( چقدر این دامادها بدقولند !!!!!)
هشتم رسیدن به سالن و نانای نای نانای نای ... (اصلا یادشون رفت که مثلا ساقدوشم!!!)
نهم و دهم ... بادا بادا مبارک بادا ایشالا مبارک بادا !!!!!
نتیجه گیری  هنری : بعضی وقتها ساقدوش هماند پایه دوربین است!!
نتیجه گیری اخلاقی : بعضی وقتها ساقدوش هماند اژانس است !!!