X
تبلیغات
رایتل

چغندرنامه

روزنوشت های حاج اقا چغندر

یکشنبه 30 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:15 ق.ظ

« کار » نامه

دوستی پرسید : « اگه نسبت به کسی یه احساس قشنگی بهتون دست بده و بترسید احساستون را بهش بگین چیکار میکنین ؟!! ترس از « جواب رد » شنیدن نیست ! ترس از قطع رابطه است ... میترسی بخاطر حرفت یه سری از دوستای مهربونت را از دست بدی ... خلاصه چیکار میکنی ؟! »
با اینهمه ادعام نتونستم جوابی بهش بدم ... نظر شما چیه ؟
هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم ...

از فردا هم نمایش « پنجره ها » به کارگردانی فرهاد آئیش در سالن اصلی تاتر شهر اجرا میشه ! کلی مزه میده ادم ساعت ۷ بره دم گیشه همون لحظه بلیط بگیره بره داخل !!! واسه ۵شنبه بلیط پیش فروش دارم ... دلی بعضی ها آب ...
سئوال من از ترانه علیدوستی تو جلسه پرسش و پاسخ « فنز » بدجوری بازتاب جهانی پیدا کرده !!!! (کلی احساس خود بزرگ بینی بهم دست داده)... متن جلسه را از در سایت ایسنا بخوانید.

فعلا همه چی امن و امانه . کار ٬ کار ٬ کار ...
جمعه 28 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:35 ق.ظ

« علی » نامه

عزیزان عیدتان مبارک ...
...
حضرت امام علی (علیه السلام) می فرمایند: پنج موقع را براى دعا و حاجت خواستن غنیمت شمارید: موقع تلاوت قرآن، موقع اذان، موقع بارش باران، موقع جنگ و جهاد ـ فى سبیل اللّه ـ موقع ناراحتى و آه کشیدن مظلوم. در چنین موقعیت ها مانعى براى استجابت دعا نیست.
...
التماس دعا
پنج‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:22 ق.ظ

« السلام » نامه

شعر زیر از شاهکارهای رامین عزیزه ٬بهش دست مریزاد میگم ... با خوندنش احساس خیلی قشنگی بهم دست داد ... تو این هفته بلبشویی که داشتم تنها چیزی بود که تونست قدری ارومم کنه ... با اجازه رامین گلم ٬ تقدیم به شما عزیزان :
چشمهایت، عشق بر من یـــــاد داد
دین و دنــیـــای مــــرا، بر بـــــاد داد
درس ِ مُــــردن را، ز عشق آموختم
وَه، عجب درسی به من استاد داد

شهـرزاد ِ شهر  ِ عشقی، من غلام
اَلـسّــــلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّــلام

***
بر دلم لعنت، که عاشق گشت باز
آبـــرو دارم دلـــــــــم، با من بســـاز
سِرّ  ِ خود پنهان نمــا، از این و آن
با کسی بازش مگو، این ســرّ و راز

تـــا ابـــد معبود ِ عشقــم، یک کلام
اَلسّـلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّـــــلام

***
کــوچـــهء دلـــدادگی را، یاد کن
لـحظــــه‌ای با من بیا، فریاد کن
شیشهء عمـر مرا، در هم شکن
وآنگــــه از عشقم، ز نو بنیاد کن

لطف و رحمت، بر تو باشد مُسْتَدام
اَلسّـلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّــــــلام

***

خانه را اینـــک، چراغــانی کنید
خلق ِعالم را، به مهمــانی کنید
جشن ِ دامادیست، در کاشانه‌ام
هجله‌ام با شمـــع، نورانی کنید

من «بلی» می‌گویم، اما زهرکام
اَلسّـلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّــلام

***
شد بهار و، فصل ِ تابستان رسید
بـعــد از این، پائـــیـــز می‌آیـد پدید
فصــل پائــیـــز آمدم، در این جهان
هــم در ایــن ایـــام، گـــردم ناپدید

از خــزان، بانگ ِ رحیل آید مـــدام
اَلسّـلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّــلام

***
بــــــاز آوای خـــــــزان آید بگــــوش
من به دل فریاد و، اندر لب خموش
زیر  ِ پــایـــم، نالــــه‌هـــای برگـــها
می‌روم با کولــه‌بار  ِ غــــم، بدوش

بــــــر زبـــانــــم لیک، آید از تو نام
اَلسّــلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّــلام

***
لحظه‌ها می‌میرد اینجا، بس جمیل
مـــن مــیــان ِ لحظه‌ها، خار و ذلیل
آه، اکنـــــون لحظه‌ای پژمرد و رفت
لحظــــه‌ای از لحظه‌هایم، بی‌دلیل

نیست بی تو، لحظه‌هـای من به کام
اَلسّـــــلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّـــــلام

***
آتشـی آمـــــد، دلم سوزاند و رفت
کودک ِ احساس را، خواباند و رفت
چـــون نبـــــودم، زنده‌تر بودم از این
زنــــــدگـــی آمد، مرا میراند و رفت

زندگانی هم، شده بر من حــــــرام
اَلسّـــــلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّــلام

***

خـــــاک می‌خواند مرا، دائم به کام
من به خاک ِ سرد، می‌گویم سلام
بــا تــــن ِ مـــــن، خاک دارد اُلفتی
بر لبم می‌لـــغــــزد آرام، این کـلام

اَشْــهَـــدم، در قبر و، در روز  ِ قیــام
اَلسّـــلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّـــــلام

***
قِصـــــه‌ام با عشق ِ تو، پایان گرفت
غُصـــــــه‌های دل، مرا دامان گرفت
وقــت لالایـــی شــــد و، رامین ِ تو
در میان ِ گور  ِ خود، سامان گرفت

یک سخـــن دارم، و بعد از آن تمام
اَلسّـــلام آرام  ِ جــانـــم، اَلسّــلام

چهارشنبه 26 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:01 ق.ظ

« +۱۸ » نامه

+۱۸
پیشنهاد میکنم اگه اعصابتون مثه من ضعیفه نبینید !!!!!!
میدونم ! از من گفتن از شما هم نشنیدن...
...
...
چه باید گفت ؟
چه باید کرد ؟

سه‌شنبه 25 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:55 ق.ظ

« اسفالت » نامه

تو کلاس اصول مدیریت نشسته بودیم ؛ یکی از سوپروایزرهای لاین عطریات یکی از صفحات سررسیدش را به من نشون داد ٬ دو تا نکته جالب در مورد « ازدواج » نوشته بود :
- با زنی ازدواج کن که اگر مرد می بود بهترین دوست تو بود !!!!!!(براون)
- اگر همسر خود را به صورتی که ارزو دارید انتخاب نکنید هر دو نفر را بدبخت میکنید !!!!(یادم نیست از کی بود!)
با نکته اولش بسیار موافقم ... دقت کردین ؟؟ اونهایی در زندگی زناشویی موفق ترند که رابطه دوستیشان نسبت به زناشویی شان بیشتر به چشم میاید...
حالا هم که خدا را شکر برنامه « هزار راه نرفته تموم » شده ... ما گیر دادیم و ول نمیکنیم ...

راستی کابینه دکتر هم اعلام شد ! بعد اینهمه موش و گربه بازی یه گروهان سپاهی کابینه را دست گرفتند ... کابینه جوان را هم دیدیم میانگین ۴۸سال !!! کابینه ۷۰میلیونی را هم دیدیم !!!! بقول معروف خدا عاقبت ما را بخیر کند ... اسفالت کاری شروع میشود ....
راستی جمعه نمایش فنز را دوباره رفتم دیدم ... اینبار جلسه پرسش و پاسخ هم بود ... چقدر با پرستویی کل کل کردیم ... طفلی ترانه علی دوستی هم کلی مظلوم نشسته بود ٬ من بهش گیر دادم ... متن گزارش جلسه را اینجا بخونین ...
یکشنبه 23 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 11:15 ب.ظ

« puzzle » نامه

friends are like puzzle pieces
if one goes away, that piece can never be replaced
and the puzzle will never be whole again
you are a piece i will keep forever


خیلی دلم گرفته ... خیلی ...حوصله اینکه ساعت ۰ بشه و مطلبم را ارسال کنم ندارم ...
این بارونهای شبونه هم تمومی نداره !!!

پنج‌شنبه 20 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:17 ق.ظ

« سفر » نامه

 ۱=۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱


هیچ دقت کردین ؟!
همیشه یه عزیزی رفته سفر یا یه عزیز داره از سفر میاد ...
هممون همیشه در حال سفریم ...
یا داریم میریم یا داریم میاییم ...
ولی من ...
یه عزیز دارم که رفته سفر...
                                سفرت سلامت ... منو هم دعا کن ...
دارم دور شدنش را احساس میکنم...
یه عزیز دیگه دارم که داره از سفر میاد ...
                      تو هم سفرت سلامت ... منو هم دعا کن ...
دارم نزدیک شدنش را احساس میکنم ...
از طرفی ما هم مسافریم ! هی از خودمون دور میشیم و نزدیک !!!!!!
پس :
سفرمون سلامت ٬ التماس دعا ...

پ.ن: نوشته های این چندروزم ٬ حرفهای دلمه ! ببخشید که حرفهاش اصلا جالب و واضح نیست !

چهارشنبه 19 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:16 ق.ظ

« همین » نامه

۲=۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱


تا اطلاع ثانوی « همین » !

سه‌شنبه 18 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 01:09 ق.ظ

« سفر » نامه

۲=۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱
امشب ویندوزم ترکیده ... با ویندوز۹۸ انلاین شدم که فقط برای تو بنویسم ! چون اکسپلورر ویندوزم قدیمیه ؛ نمیتونم از ادیتور استفاده کنم پس مثه همیشه حرفهام را ساده و تک رنگ برات مینویسم :
عزیزم سفرت سلامت ...
میگن سفر باعث دوری میشه ... ولی همین دوری باعث اشنایی بیشتر ما شد ! مگه نه ؟ ... شاید اگه نزدیک هم بودیم اینطور همدیگه را نمیشناختیم ... اصلا همدیگه را نمیدیدیم ...
میخوایی بری سفر؟! برو سفرت سلامت !!! تو این سفر احساس نزدیکی بیشتری بهت میکنم ...

برات دعا میکنم این اخرین سفرت باشه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

دوشنبه 17 مرداد‌ماه سال 1384 ساعت 12:05 ق.ظ

« بلیط فنز بگیریم » نامه

۳=۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

چگونه بلیط نمایش « فنز » را بدست آوریم : (یه جورایی برگرفته از روزنامه اسیا)
اول : روش بچه مثبتها:
در این روش شما باید ساعت هفت صبح ، خود را به گیشه تئاتر شهر برسانید و در نزدیک ترین محل نسبت به گیشه مستقر شده و تا ساعت چهار و نیم هرگز و به هیچ بهانه‌ای محل استقرار خود را ترک نکنید.به همراه داشتن وسایل زیر الزامی است:
قمقمه آب یخ (به مقدار لازم) ، زیر انداز (می‌توان به جای زیر انداز از صندلی تاشو استفاده کرد) ، بادبزن (بستگی به وضع مالی، می‌توان انواع پنکه های قابل حمل ، کولر های آبی و گازی، تشت آب یخ و یا غلام بادزن استفاده کرد) ، آدامس ، روزنامه شرق ، کتاب ، عینک آفتابی، کرم ضدآفتاب نیوا ، چتر آفتاب گیر ، رادیو جیبی و هرگونه وسایل سرگرمی‌، انواع اسلحه سرد یا گرم (گاهی در صف های طویل کاربرد دارد) و  مقادیر قابل توجهی اسکناس.
در این روش امکان کامیابی شما پنجاه-بیست  است (هرچی گشتم متوجه نشدم سی تای دیگه اش چی میشه ) ، ممکن است شما نفر اول صف باشید اما گیشه اقدام به فروش بلیت نکند و ممکن است شما نفر آخر باشید ، اما گیشه تصمیم بگیرد از آخر صف بلیت بفروشد. در هر صورت روز خوشی را برای شما آرزو می‌کنیم. 
دوم : روش بچه نورچشمی های...
شما در این روش باید از ویژگی های خاصی برخوردار باشید .
نمایش ساعت هفت و نیم آغاز می‌شود. شما می‌توانید ساعت هفت و پانزده دقیقه به گیشه مراجعه کنید (در بعضی موارد مراجعه به مدیریت تئاتر شهر توصیه می‌شود) سپس از جملات زیر استفاده می‌کنید :
سلام آقای […]، من […]، برادرزاده […] (می‌توان از انواع پسرخاله و پسر عمو و سایر نسبت های سببی و نسبی استفاده کرد) هستم . (سپس انجام انواع مراسم چاق سلامتی) . […] عدد بلیت نمایش فنز می‌خواستم (واژه فنز آرام تلفظ شود ، ترجیحا درِگوشی ادا شود).سپس
بلیت را دریافت کرده ، روبوسی می‌کنید و با سرعت به سمت سالن نمایش می‌روید.
در صورت دارا بودن ویژگی های لازم شانس موفقیت این روش محاسبه نشدنی است. محققان آن را از شانس فراتر دانسته و مفهوم جدیدی از حتمیت می‌دانند. احتمال بیشتر از یک !!!!!! 
سوم : روش بچه مایه دارها ...
در این روش شما حول و حوش ساعت پنج به تئاتر شهر می‌روید باید به شکلی لباس بپوشید که جلب توجه نکند . استفاده از انواع عینک آفتابی توصیه می‌شود. سپس شما به سمت گیشه می‌روید و سوال می‌کنید آیا بلیت فنز موجود است ؟ پس از شنیدن جواب منفی با صدای بلند این جمله را تلفظ می‌کنید : "ای بابا پس من چگونه بلیت فنز را تهیه کنم ؟"  . می‌توان یک "چند" هم اضافه کرد ، به این صورت : "پس من چگونه چند تا بلیت فنز تهیه کنم" . همچنین می‌توان به جای تهیه از واژه "خریداری" استفاده کرد . "خریداری" را بلند و غلیظ تلفظ کنید.
سپس شما از گیشه دور می‌شوید و بدون جلب توجه جای پرتی را انتخاب کرده و بی سر و صدا می‌نشینید . اگر چند دقیقه تحمل کنید ، فرد یا افرادی کنار شما می‌نشینند . سعی کنید زیاد صحبت نکنید . مبلغ درخواست شده را تقدیم و بلیت را تحویل بگیرید.
شانس موفقیت شما با میزان دارایی شما کم یا زیاد می‌شود.روز خوبی داشته باشید.
چهارم : روش بچه باکلاسها ...
تو این روش شما میتونین خودتونو جریمه کنین و از عالم ادم ببرین ... مثلا هیچکس و هیچی هم مهم نباشه... فقط به خودتون فکر کنین ... کلی هم کلاس بذارین که جریمه دارم وقت ندارم برم تاتر ... تو این روش موفقیت شما را صددرصد تضمین میکنم ... موفقیت در چی بماند...

1 2 >>